عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



به وبلاگ من خوش آمدید

عملکردوبلاگ من چگونه است؟

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عشق ودوستی و آدرس black4u.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 13
بازدید ماه : 185
بازدید کل : 5559
تعداد مطالب : 49
تعداد نظرات : 2
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


ایان کد تغییsadegh & javad

آمار مطالب

:: کل مطالب : 49
:: کل نظرات : 2

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 185
:: بازدید سال : 3872
:: بازدید کلی : 5559

RSS

Powered By
loxblog.Com

سلام خوشحالم که ازوبلاگ من دیدن می کنید.

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
naz?????
یک شنبه 11 خرداد 1393 ساعت 17:18 | بازدید : 42 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )



:: موضوعات مرتبط: عکس , ,
:: برچسب‌ها: $$$$$$$$$ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان عیب کوچولوی عروس
یک شنبه 11 خرداد 1393 ساعت 12:38 | بازدید : 38 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )

 

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است

پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

 



:: موضوعات مرتبط: عکس , ,
:: برچسب‌ها: $$$$$$$$$ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان پند بهلول به هارون.....
یک شنبه 11 خرداد 1393 ساعت 12:35 | بازدید : 55 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )

 

روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت: اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد تشنگی بر تو غلبه کند و می خواهی به هلاکت برسی چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟ گفت: صد دینار طلا.


بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟ گفت:...  نصف پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی، باز چه می دهی تا کسی آن مریضی را از بین ببرد؟


هارون گفت: نصف دیگر پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس مغرور به این پادشاهی نباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکوئی کنی؟!

 



:: موضوعات مرتبط: عکس , ,
:: برچسب‌ها: $$$$$$$$$ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عشق روی پیاده رو......
یک شنبه 11 خرداد 1393 ساعت 12:25 | بازدید : 48 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )

ک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم.

دو سال گذشت. جیبهایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم.

گرسنگی از یادم رفته بود.


یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟»

گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های

عقب افتادۀ بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره

نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی

و جیبهای خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم،

و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق

و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی.

هر دومان یخ می زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم.

نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم.

در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری

از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد!

عشق روی پیاده رو

 



:: موضوعات مرتبط: عکس , ,
:: برچسب‌ها: $$$$$$$$$ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عیدتووووووون مبارک
جمعه 1 فروردين 1393 ساعت 13:39 | بازدید : 45 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )


چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی !
یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی !
فرشته دوست داشتنی بهارمبارک !



:: برچسب‌ها: $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کاملا واقعیه......$$$$
دو شنبه 18 شهريور 1392 ساعت 14:44 | بازدید : 69 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )
کاملا واقعی یکی ازفامیلامون ازبالادرخت افتاده بوددستش شکسته بود، دکترم براش قرص ضد کرم نوشته بود، برگشته بودپیش دکترگفته بودمن دستم شکسته چراقرص ضد کرم نوشتی، دکترم بهش گفته بود"اگه کرم نداشتی بالادرخت نمیرفتی"
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
والا.....
دو شنبه 18 شهريور 1392 ساعت 14:41 | بازدید : 55 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )
همچین میگن شیر اگه پیر هم بشه شیره انگار شتر وقتی پیر میشه خر میشه >| والا...
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوست دخترم2......!
دو شنبه 18 شهريور 1392 ساعت 14:38 | بازدید : 56 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )
ﺳﺮ ﻣﻴﺰﻩ ﺷﺎﻡ ﮔﻮﺷﻴﻢ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﯿﺰﯼ ﮐﻨﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻲ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ :ﺳﻼﻡ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ :ﺍﻱ ﻛﻮﻓﺖ ﻭﺭ ﭘﺮﻳﺪه ﺑﺎﺑﺎﻡ :ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﭼﺮﺍ ﺯﻥ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ ﻗﺮﺗﯽ ﻣﻦ ۳۰ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﻼﻣﺎﺑﻬﻢ ﻧﮑﺮﺩ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ :ﺟﻮﻭﻭﻭﻭﻥ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﯾﻦ?: D
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوست دخترم.....!
دو شنبه 18 شهريور 1392 ساعت 14:36 | بازدید : 57 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )
دوست دخترم :عشقم چه قدر منو دوست داری؟ من :با کلمات نمیشه توصیفش کرد gf :بگو دیگه من :باشه, خوب اگه فرض کنیم من گوشی موبایل باشم تو مثل سیم کارتش می مونی من بدون تو هیچی نیستم! gf :وای خیلی دوست دارم بعله دیگه اما اون نفهمید که گوشی من دوسیم کارته هست
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوروز دنیا....
دو شنبه 18 شهريور 1392 ساعت 14:32 | بازدید : 76 | نوشته ‌شده به دست sadegh | ( نظرات )
اونایی که مدتهاست با هم قهرید و سراغی از هم نمیگیرید... میخواستم یادتون بندازم که دنیا دو روزه.. پس حواستون باشه واسه این دو روز ارزششو نداره برید منت کشی و این حرفاااا... یه وقت خر نشید آشتی کنید هااااا... از ما گفتن بود!!!!! :)))))))))))
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

تعداد صفحات : 5
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد